سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

292

طب در دوره صفويه ( فارسى )

عقيدهء عمومى در آن دوره بر اين بود كه سقط جنين‌هاى متوالى به علت ابتلاى دائمى زن به نفخ رحم و يا زيادى رطوبت اين عضو مىباشد ، بدتر از آن حالتى بود كه دهانهء رحم هرگز به هم نمىآمد و در نتيجه به محض آن كه جنين قدرى بزرگ مىشد و وزنى پيدا مىكرد از آن به بيرون مىافتاد . براى يك چنين عارضه‌اى هيچ نوع درمان مشخصى در كتب و رسالات پزشكى به چشم نمىخورد ، با وجود اين گفته شده است زنى كه از سقط جنين خود بيم دارد بايد از هر نوع فشار روحى خود را دور نگاه دارد هرگز نبايد زياد بترسد و يا غصه فراوان بخورد ، و بالاخره هيچ‌گاه نبايد به شدت عصبانى بشود و تعادل روحىاش به هم بخورد ؛ هرچه ويار كرد بايد انجام بشود و هرگز كارى نكند كه خسته بشود ، مثلا نبايد بدود ، سوارى كند ، تيراندازى نمايد و يا حتى مشت و مال بشود . دارودرمانى در يك چنين موردى از اهميت فراوان برخوردار بود ، قربادين‌ها حاوى شرح مفصل تهيه داروهائى هستند كه مىشود در يك چنين مواردى مورد استفاده قرار داد و يكى از جالبترينشان داروئى است كه ميرزا محمد هاشم علوى خان شرح داده است كه نه تنها از نظر اينكه مىگويد اين معجون حيات جنين را محفوظ مىدارد درخور توجه است بلكه قيد كرده است كه بعد از تولد نيز محافظ جان كودك مىباشد . علوى خان اضافه مىكند كه اين معجون نه تنها درمان درد هر زنى است كه جنين خود را در ماه‌هاى آخر باردارى سقط مىكند ، بلكه براى كليه مادرانى كه كودكشان به علت غش قبل از رسيدن به سن دو سالگى فوت مىكند نيز مفيد است . زن حامله بايد قبل از پا گذاشتن به ماه ششم حاملگى از اين دارو بخورد و تا چهل و يك روز پس از تولد كودك به مصرف آن ادامه بدهد و اضافه مىكند كه اگر زنى طبق اين دستور رفتار كند نه تنها مىتواند جنين خود را حفظ كند ، بلكه كودكش نيز تا دو سالگى از سلامت كامل برخوردار مىماند و در آخر تاكيد مىكند كه شخصا داروى مزبور را در نقاط مختلف روى زنان متعددى امتحان كرده و نتيجه مطلوب گرفته است . اجزاء تركيب‌كنندهء اين قبيل معجون‌ها گوناگون فراوان داشتند و معمولا با عسل با يكديگر مخلوط مىشدند . مواد جامد اين معجون‌ها نيز مرجان ، چوب صندل ، كهربا و خاك مرواريد بود و به اين ليست بايد انواع دانه‌ها ، گل ارمنى و قند را هم اضافه كرد . مجموع موادى كه براى ساختن يك چنين معجون‌هائى به كار برده مىشد بيست و يك فقره مىشد و برطبق شواهد موجود يك چنين داروئى چندان ارزان تمام نمىشد و چون سيفيليس يكى از علل اصلى سقط جنين بود ، بالطبع نمىتوان اثر زيادى بر آن‌ها مترتب بود . همان‌طور كه گفته شد استمداد از نيروهاى ماوراء الطبيعه نيز نقش بزرگى در اين زمينه داشت و در بسيارى از موارد اين آيه قرآن مجيد را كه مىفرمايد : « و آن‌ها سيصد سال در غار ماندند و برخى نه سال به آن اضافه مىكنند ، بدان كه خداوند بهتر از همه مىداند كه ايشان چه مدت در غار بودند . او به ناديده‌هاى آسمان‌ها و زمين واقف است « 8 » » روى

--> ( 8 ) - وَ لَبِثُوا فِي كَهْفِهِمْ ثَلاثَ مِائَةٍ سِنِينَ وَ ازْدَادُوا تِسْعاً ؛ قُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما لَبِثُوا لَهُ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَبْصِرْ بِهِ وَ أَسْمِعْ ما لَهُمْ . . .